خوابم میاد .

خسته م و دلم می خواد یک دل سیییییر بخوابم و پای تلویزیون بشینم و تخمه بشکنم و تلگرام بازی بکنم

یک هفته ای هست کوچولومون ناخوش شده و من و همسر و درگیر کرده

شبها خانم که اصلا نمی خوابه و در طول روز هم چرتهای یک ساعته و دو ساعته می زنه . 

منم که از اداره بر می گردم سعی می کنم کمکش کنم تا خستگی به تنش نَمونه

رسیدگی به کارهای دختر بزرگترم و جمع و جور کردن وسایل و شستن ظرف و درست کردن غذا و کلا اموراتی که توی خونه از دستم بر میاد رو انجام می دم .

دیروز مجبور شدیم از کمک مادر خانم هم استفاده کنیم و اون بنده خدا رو هم دردسر انداختیم

حالا قصدم از گفتن این مطالب چی بود ؟

خواستم بگم یه فکری به حال خودتون بکنید و دستی بجنبونید تا دیر نشده ! طبق ادامه مطلب من می رم جای خوب و عشق و صفا و حوری و ... ! شما هم بمونید اندر خم کوچه !!! ( آیکون نیش باز مارموزانه )

خوابم میاد ...